
هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است
هر کس به سوی قبله ی خود رو به نیاز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق درآمیخته در راز و نیاز است
ای جان من تو جانان من تو
در مذهب عشق ایمان من تو
هیهات که کوتاه شود با رفتن جانت
این دست تمنا که به سوی تو دراز است
هر که در عشق تو گم شد از تو پیدا می شود
قطره ی ناقابل دل از تو دریا می شود
دستی که به درگاه خدا بسته پر عشق
کوتاه نبینید که این قصه دراز است
خا صیت عشق می جوشد از تو
دل رنگ اتش می پوید از تو
هر گوشه این خاک که دلسوخته ای هست
از دولت عشق تو در می کده باز است